Translate Acceptance To Perzisch

Babylon NG

De volgende generatie van vertaling!

Nu downloaden – 't Is gratis

Brontaal

Doeltaal

پذيرش


پذیرش

پذيرش، قبولي بازرسي جهت پذيرشبازرسي نهايي به منظور تعيين اينكه آيا يك سيستم يا وسيله، استانداردهاي فني و عملكردي مشخص شده را برآورده مي سازد يا خير. توجه: اين بازديد بلافاصله پس از آزمايش وسيله يا نرم افزار انجام مي گيرد و مبناي پذيرش آن قرار مي گيرد. اگر سيستم پذيرفته شود، يك گواهينامه (accreditation) دريافت مي كند.


پذيرش‌پذيرش‌، قبولي‌ حواله‌، حواله‌ء‌ قبول‌ شده‌



پذيرش، حواله ء قبول شده، قبولي حواله

پذيرش ، قبولي ، تصويب

برداشت ،افت ،پذيرش ،قبولى حواله ،حواله ء قبول شده
علوم مهندسى : کاهش
عمران : تصويب يک پيشنهاد
قانون ـ فقه : قبول
روانشناسى : مقبوليت
بازرگانى : قبول
علوم نظامى : قبول قرارداد
 کلمات مرتبط(33)  کلمات مرتبط(acceptance):



بازگشت به واژه acceptance


acceptance by conduct 
acceptance by words 
 acceptance credit 
acceptance date 
 acceptance duty 
acceptance limit 
 acceptance number 
acceptance of goods 
 acceptance of offer 
acceptance sampling 
 acceptance test 
acceptance tests 
 acceptance tolerance 
acceptance trial 
 accommodation acceptance 
bank acceptance 
 by acceptance 
documents aganist acceptance (d/a) 
 express acceptance 
final acceptance 
 group acceptance 
 implied acceptance 
 market acceptance 
non acceptance 
 non-acceptance 
offer and acceptance 
 protest for non-acceptance 
ready acceptance 
 refusal of acceptance 
self-acceptance 
 social acceptance 
special acceptance of a bill of 
 trade acceptance 



پذيرش‌ آزمون‌ پذيرش‌ دريافتي‌، قبولي‌ بانكي‌ عدم‌ قبول‌

قبولي، پذيرش قبولي بعد از رؤيت قبولي برات نکول شده توسط شخص ثالث قبولي برات نکول شده توسط شخص ثالث به منظور حفظ اعتبار براتگير قبولي برات نکول شده توسط شخص ثالث در ازاء دريافت حق العمل در صورت نکول (برات)، در صورت عدم قبولي نکول کردن (برات)، عدم قبولي (برات) قبولي براتي که در آن، نام براتگير يا مبلغ برات قيد نشده باشد قبولي بدون قيد و شرط (برات) قبولي مشروط براتي که با قبول آن توسط براتگير، بانک اسناد کالا را به وي تحويل مي دهد قبولي صريح قبولي بدون قيد وشرط قبولي ضمني، قبولي فرضي در صورت عدم قبولي، در صورت نکول (برات) قولنامه، نامه ايجاب و قبول ايجاب و قبول قولنامه، نامه ايجاب و قبول قبولي مشروط نکول کردن (برات)، عدم قبولي (برات) قبولي مشروط برات (با قيد تاريخ، محل و نحوه پرداخت) قبولي ضمني قبولي بدون قيد و شرط (برات)

©¤‏£•bank a.=üî÷‘“ üَّ“ى ٹü—ê‘‏¤¢non a.=ٌّ“ى ô¢نready a.=‎¤‏£• ¢ّ¥ٹüىَ—ِ¨ںٹٌّ“ىِ¨ںtrade a.=üَّ“ى –گ¤“ ©¤‏£• ُِّ¥چ üî÷‘“ üَّ“ى ٹü—ê‘‏¤¢ ٌّ“ى ô¢ن


Translate the Engels term acceptance to other languages